عمر سعد در دامان پدر

خرید بک لینک

آخرین مطالب

    امکانات وب

    «بپرسید از من، قبل از آنکه از میان شما بروم.» این کلامی بود کهامیرالمؤمنین علی علیه السلام بر فراز منبر برای مردم بیان کرد. لحظه ای همه جا را سکوتفرا گرفته بود. ناگهان مردی از میان جمعیت برخاست و پرسید: «یاامیر المؤمنین علیه السلام ! تعداد موهای سر و صورت من، چه مقدار است؟» پرسشگر،کسی نبود جز سعد بن ابی وقاص. امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمود: «به خدا! ازمسئله ای، پرسش کردی که دوستم رسول خدا صلی الله علیه و آله ، مرا به آن، آگاه ساخته بود. درسر و صورت تو مویی نیست، مگر آنکه در ریشه آن، شیطانی نشسته باشد. بدان!که در خانه تو پسری است که فرزندم، حسین علیه السلام را به قتل می رساند.» راویمی گوید: «در آن لحظه که امیر المؤمنین علی علیه السلام چنین فرمود، عمر سعد (سرکردهلشکر یزید)، هنوز طفل بود و در دامان پدرش نشسته بود.»

    پایگاه اطلاع رسانی حوزه

    به کوچه های مدینه که اعتباری نیست...

    ما را در سایت به کوچه های مدینه که اعتباری نیست دنبال می‌کنید

    برچسب: نویسنده: بازدید: 135 تاريخ: شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 19:19

    صفحه بندی