عموی کوچک سادات حاجی عشق است

خرید بک لینک

آخرین مطالب

    امکانات وب

    محسن حنیفی

    چه با وقار از آن ازدحام بر می گشت



    نبرد تن به تنش شد تمام بر می گشت



    عموی کوچک سادات حاجی عشق است



    ز طوف صاحب بیت الحرام بر می گشت



    دو تا حرم که در آغوش یکدگر بودند



    امامزاده به دوش امام بر می گشت



    چه می شد اینکه به او قدری آب می دادند



    که طفلکی به حرم تشنه کام بر می گشت



    سه شعبه آمد و بخت رباب برگرداند



    پدر خجل شده سمت خیام بر می گشت



    دوباره یک دو قدم سوی معرکه می رفت



    دوباره سوی حرم یک دو گام بر می گشت



    چه می شد اینکه دعای رباب را بخرند



    که تیر آمده با احترام بر می گشت



    سرش به سینۀ بابا، تنش به زیر عبا



    چه با وقار از آن ازدحام بر می گشت

    عقیق

    به کوچه های مدینه که اعتباری نیست...

    ما را در سایت به کوچه های مدینه که اعتباری نیست دنبال می‌کنید

    برچسب: نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1399 ساعت: 18:12

    صفحه بندی